خرید بک لینک
تا الان تنها خانه شهید نرفتم همیشه آن کز کرده در کنجی که در جمع ساکت ترین بود من بودم نه به دلیل کم حرفی بلکه دوست داشتم در چنین جمعی بیشتر شنونده باشم دل گفت و گو با پدر و مادر شهید را نداشتم شاید برای همین دو سال است که می خواهم به خانه شهیدی بروم اما قدم هایم یاری نمی کند اما امشب همه چیز دست به دست هم داد تا سنت شکنی کنم شاید ده بار به برادر شهید تاکید کردم خودت حتما هستی و گفتم آره آره شاید با خودش درادامه می گفت اینم دیگه شورشو در آورد از بس پرسید هستی هستی هستی اگر حسن طبق شنیده هایم باشد شاید الان خودش هم جلوی در منتظر باشد و به من قوت قلب می دهد الان بیش از ۴۰ دقیقه است که پشت در ایستاده ام اما دستم برای زدن زنگ حرکت نمی کند و افوض امری الی الله...

برچسب: خانه شهید مشهد,خانه شهید,خانه شهید رجایی, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 22:11

گفته بود آنقدر مشهد میروم تا برات کربلا بگیرم ندیده بودم تا اینکه آنقدر مشهد ماندم تا گرفتم(انشاالله) + میگن کریم اونیه که نخواسته میده ++ فهمیدم امام رضا مهربون تر و دل رحم تر اونیه که فکرشو می کردم تو گناه می کنی به جای توبیخ هدیه می دهد +++ مثل این خاندان کجا می توان یافت؟ ++++ وه که چه نام های زیبا و دلنشینی دارند که بردن اسمشان جواز حضور در حریم کبریایی است خدایا من از اگز جز صاحبان این اسامی شفعایی داشتم حتما می آوردم +++++ همیشه در خیالم در سفر اول جان داده ام می ترسم از گران جانی خدایا تویی برطرف کننده ترس ها و رام کننده جانها ++++++ نمی دانم چطور برای خداحافظی برم

برچسب: برات,براتا,برات بيت, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 22:11

رفیقم شهید شد

و من توی قطار...

دو تا بچه کوچیک داشت

و یک قلب که قبلا اشتیاق پریدنش رو دیده بودم

به سختی خودم رو کنترل کردم

و مدیون اشک هایم شدم

خدا رو شکر که در گوشه ای خلوت ذکر او را گفتم

و از خوشحالی او قلبم آرام گرفت

ما با هم قرای داشتیم سید جواد

جواب سلامی را قرار بود برایم بیاوری

منتظر خواهم ایستاد...

برچسب: رفیق, الله,رفیق,رفیقم کجایی, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 22:11

در بدره عراق مهمان خانواده شهید ماجد خمیس از شهدای سپاه بدر در جنگ ایران و عراق هستم

فکر می کنم سیدجواد سلامم رو رسوند و جوابش رو برایم آورد چون سفری سراسر از نشانه های او بود

و تنها یکی از آنها اینکه با اسم او از مرز عبور کردم و در شهادتش به من گفتن برو...

(یکی از دوستان به خط آخر ایراد داشت، رهبر دستور دادن مرز باز شه،حتی بازرسی هم نیست)

برچسب: میزبان,میزبانی وب,میزبان المپیک 2020, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 22:11

داشتم همراه رفیقم از کنار یه مدرسه رد میشدم که تعدادی بچه جلوی اون ایستاده بودن

به تابلو نگاه کردم دیدم نوشته دبیرستان

با تعجب پرسیدم این کوچول موچولو ها دبیرستانی ان؟!

با قیافه ای حق به جانب گفت : خب دوره اولن دیگه

ومن احساس کردم به نسل ما ظلم شد، اون موقعی که که یه مشت غول تشن دو متری با کلی سیبیل تا بناگوش در رفته رو نشونمون میدادن و می گفتن اینا بزرگترای مدرسه هستن ازشون الگو بگیرین!

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 20:36

ناصرخسرو میگه به طوس که می روید باید توی یک دستتون بادبزن باشه و دست دیگرکاپشن، از بس هواش بالا و پایین داره این جمله شده بود تیکه ای که مشهدیا رو دست بندازیم اما امروز که بهش فکر کردم نتکتهخیلیجالبیدست گیرم شد مدتیه که مشهد میام امام رضا انگار دوست نداره سریع برم و دلش برام تنگ میشه (خود تحویل گیری) و یه کاری می کنه زیاد بمونم ازاول هم تعیین نمی کنه چند روز تا نمازام شکسته بمونه و میزبانی رو با این اشانتیونا کامل کنه امروزبعد از چند روزی زیارت با لرزیدن درسرما بالاخره وقت یار شد و نماز ظهر توی صحن جامع موندم آفتابش دلچسب بود دلچسب یعنی اون قسمتی کهآفتاب بهت می خورد داغ بود و اونقسمتی از بدنم که توی سایه ی خودم بود، سرد! یه لحظه گفتم اگه هوای مشهد این بگیر و نگیر رو نداشت منی که دمای ایده آلم 50 درجه است شاید اصلا فرصت دست نمی داد تا توی صحن جامع نماز بخوانم و بعد رو به ضریح روضه گوش بدم خصوصا اینکه خاطره خوبی از لرزیدن توی صحن جامع نداشتم(1) نهایتانتیجه حاصلهاز این حرف و حدیث ها این بود که نه تنها دمش گرمِ و منو به زور هم شده مشهد نگه می داره و عاشقمنه بلکه هوای مشهدرو یه جوری ازقدیم

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 20:36

به قول یکی از بچه ها هر چی با خودوم کلونگ رفتم که این فقره رو بی خیال بشم نشد موضوع یادداشت روزانه حرف یا بخشی از وقایع روز که چند نکته در اون باید مورد توجه بگیره یادداشت روزانه نوشته ای نیست که دیگران نباید بخوانند مبهم نیست احوال شخصی شخصی نیست بلکه چیزی که اگر دیگری هم در کنار شما بود آن را می دید در یادداشت روزانه شما راوی هستید اما موضوع نیستید؛ برخی احوالات ممکن است در یادداشت روزانه بیاید به شرطی که خودش موضوع باشد، مثلا خوردن که موضوع خوردن صبحانه نخواهد بود مگر اینکه اتفاقی در حین آن افتاده باشد برای یادداشت روزانه باید موضوع انتخاب کرد اطراف را خوب دید و هنر ما از آن زمان بروز پیدا می کند که روزی سوژه ای برای نوشتن یافت نمی شود . با این وصفی که در بالا رفت تمام نوشته های این بلاگ یعنی هیچ دست آوردی در یادداشت روزانه نداره این نکته اونجا مهم تر جلوه کرد که بعد از اینکه بخشی از تمرین استاد در یکی از پست هایم بود و استاد نظراتی درباره اش داد؛ دوستان آدرس بلاگم را خواستند که هرچه کلنجار (کلونگ) رفتم دیدم نمی شود و به نوعی خصوصی است و ویژگی اول را نقض می کند پست قبلی هم که تلاشی

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 20:36

به صحیفه هم می توان تافل زد

وقتی که در پی خواندن خاطرات مدافعان حرم

صفحه مرزبانان پیش رویت گشوده می شود تا برای آنها دعا کنی...

دعای۲۷

+ تشییع شهید مدافع حرم سید علی حسینی

جمعه از از ابتدای نواب تا حرم امام رضا علیه السلام

پیوند این گریز بر خاطرات بود

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 20:36

سخته کنار حرم باشی اما زیارت نری

نمی دونم برای امام هم سخته یا نه شاید مثل هم محل های ما مهمون اگه نره خونش ناراحت بشه

سخت تر از اون اینه جلوی ملت خودت رو کنترل کنی و هوای چشمات بارونی نشه

به غین فکر می کنم که فردی سال ها انتظار دوستانش رو می کشه اما کو یار همراه و مردانی رشید

نمی دانم وقتی در نجوا هایش می گوید الیس منکم رجل الرشید چشمان او هم بارانی می شود یا نه

پی نوشت:

احساس می کنم فهمیدم چرا گفتم قاسم

همه چیز با این سفر گره خورده

برچسب: حرم امام رضا,حرمل,حرم امام حسین,حرم,حرم النور,حرم حضرت معصومه,حرم عليكم الخمر,حرمسرا,حرمت عليكم الميتة,حرمله, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:04

گردش ایام یا هرچه که می گویند

من آن را رزق می دانم

رزق درویشان از هوا می رسد

کاش من آن گردی بودم که دیدم خادمی با جاروش آن را به صحنت می کشید

شگفتی وقوع اولین ها حرف زیادی در پی داره اما من شعر مداح رو ترجیح میدم

که در امتداد سحر کامروایمان کرد

ای صفای قلب زارم، هر چه دارم از تو دارم

تا قیامت غی رضا جان سر ز خاک بر ندارم

نگاهم سوی تو

بهشتم کوی تو

گره خورده دلم، به تار موی تو

رضا جانم رضا، رضا جانم رضا

پی نوشت:

۲۰ ثانیه فیلم طلبتون

برچسب: سر زکویت بر ندارم,سر زکویت برندارم روز و شب, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:04

سراسیمهببود

با صدای بغض آلود صدا می زم محمد حسین، محمدحسین، و این طرف و آن طرف می دوید

به اطرافم چشم می چرخاندم

تا با دیدن محمدحسین ، ندیدن سراسیمگی او رقم بخورد

کاش اسم پسرش محمدحسین نبود

تا به یاد نیاورم

ندایی را که در پی حسین شنیده می شد. حسین، حسین

برای گمشده او دعا کردم

کاش برای گمشده ام دعا کنند

برچسب: حسینعلی نیری,حسین پناهی,حسین فریدون,حسین علیزاده,حسین تهی,حسین گیل,حسین ابلیس,حسین دهباشی,حسینعلی منتظری,حسین, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:04

خوابش را برایم تعریف کرد

خوابی که بیش از ده سال پیش دیده بود ومن

تعبیر لحظه لحظه آن را با خود مرور می کردم

مانده لحظه آخر

آن زمانی با آخرین نفس و رمقش

دست بر سینه می گذارد

عهدیست که بسته ایم، برمی خیزیم

با بردن نام حضرت عشق

هر جا که نشسته ایم، بر می خیزیم

او این بیت را حتما تصویر خواهد کرد

یا امام رئوف

من مصرعی می خوانم

به تصویر بکش در نهایت زیبایی

آری گرفته هر چه زمهر رضا گرفت

برچسب: خواب بیدار,خواب بیداری,خواب بیداران ببستی,خواب تو بیدار توام,خواب بيدار,بیدارمو خواب میبینم,بیدارمو خواب میبینم میثم ابراهیمی,خواب و بیدار,فیلم خواب بیدار,خواب و بیداری, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:04

چشمانم تمام تلاشش را به زیبا دیدن گذاشت

آنجا که فردی نماز شکسته ام را دید دست بر روی زانپیم گذاشت تا مهمان او شوم

و یا آنجا که رزق بی حساب، برای خود حساب می کردم

اما گذشت تا نازیبایی به آن راه یابد

اما خالق زیبایی همه عرصه ها را مزین به رنگ خود کرده

حتی اگر فرمانده میدان تیر بخواهد نمره ای به ناحق دهد

خودکار اهل حق به آن نمی چرخد

هر چند نتیجه نگیرد

برچسب: زیبا زشت,زشتو زیبا,زشت زیبا کریمی مراغه ای,زشت زیبا کریمی,زشت زیبا فیلم,زیبا و زشت,زیبا اما زشت,زیبا یا زشت,زیبا و زشتش پای توست,شعر زیبا زشت, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:03

من هیچ اما

رحمی به غربت دست هایم کن که دستگیری جز تو ندارند

برچسب: دست های آلوده,دست های تو,دست های پوکر,دست های خالی,دست های مهربان,دست های مادربزرگ,دست های آلوده سارتر, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

از تو نخواهند پرسید کجا بودی

بلکه می گویند همراه با چه کسی بود

همراه او در کربلا

همراه او در شلمچه

همراه او در سوریه و یا اسراییل

یا شاید هم همین حوالی در میان بندگان خدا؛ با او بود

همراهی با او زیباترین لحظه آفرینش است آنگاه که سرخی گراید

برچسب: لحظات زیبا,لحظات زیبای زندگی,لحظات زیبای فوتبال,لحظات زیبای المپیک,لحظات زیبای المپیک ریو,لحظات زیبا در فوتبال,لحظات زیبای من,لحظات زیبای ورزشی,لحظات زیبای فوتبالی,لحظات زیبای جام جهانی, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

فلیاخذوا اسلحتکم

جواب سوالی بود که از خدا پرسیدم

تا در آیاتش نشانه ای برایم پدید آورد

«من از خدا دیگر صَلاح نمیخواهم، سِلاح میخواهم/سیدابراهیم»

برچسب: سلاحف النينجا,سلاح,سلاح التلميذ,سلاح حربي,سلاحف,سلاح التلاميذ,سلاح سرد,سلاح های ساخت ایران,سلاح هارپ,سلاح الله الكامل, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

محبوبم!

اگر برای آن سوی تو می آیم

که مرا از شعله های دوزخت نجات بخشی

بگذار که در آنجا بسوزم

ادامه مطلب

برچسب: lpf flexible packaging,lpf flag,lpf flexible packaging bv,lpf fluorescent light,lpf flat hpf, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

از کنارش رد شدم

بدنش از سرما می لرزید

به نظر می آمد به خاطر شب گذشته که روی زمین خوابیده بود بدنش سرما کشیده

شاید دو سه روزی بود که در این شهر صبح می کرد و یا حتی کمتر

این را می شد از ظاهرش فهمید

ادامه مطلب

برچسب: لا حیاء فی الدین,لا حیا فی الدین,لا حياء في الدين,لا حياء في الدين, ويب,معنى لا حياء في الدين,مقولة لا حياء في الدين,قول لا حياء في الدين,لا حياء في تعلم الدين,كلمة لا حياء في الدين,تفسير لا حياء في الدين, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

با خودت هستم، تویی که این کلمات را تایپ می کنی

دست از سر قلم بردار

تا شاید دستی دیگر قلم را به گونه ای بچرخاند

که نشانی از تعالی در خود داشته باشد

دستی که هنرمندانه بنگارد، دستی همچون دست شهید

ادامه مطلب

برچسب: اشک هایم را کجا خواهی نوشت, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

ادامه از قبلی

مادر شهید در گلزار شهدا

در جعبه آینه فرزند شهیدش گلخانه ای گوچک به راه انداخته بود

عطر گل محمدی از قلب او جاری و از دریچه گلها فضا معطر می کرد

مرا صدا کرد

دستش را به سمتم دراز کرد و گفت

می خواهم از طرف فرزند شهیدم هدیه ای به تو بدهم

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

خانم اجازه هست اقرار کنم؟

دوست دارم با شما باشم ، اجازه می دهی؟

ادامه مطلب

برچسب: رخصت,رخصتی های عمومی افغانستان 1395,رخصت شاعری,رخصتی های رسمی افغانستان 1395,رخصتی های رسمی افغانستان,رخصت علی مجیک,رخصتی های عمومی افغانستان,رخصت پهلوان,رخصت الغالي,ناصر عبدالهی رخصت, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

کتاب ابوعلی رو شاید ده بار خونده باشم

اما باز هم دوست دارم به خونم

یادمه قبل از شهادتش به رفقا می گفتم بچه ها آمار ابوعلی رو دربیارید کجاست شاید خدا قسمت کرد و دیدیمش

نشد

و همچنان می پرسم

ابوعلی کجاست

ادامه مطلب

برچسب: ابوعلی سینا اهل کجاست, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

هم ذهن خالی از متن

و هم قلب خالی از احساس

دیگر نه ظرفی مانده و نه مظروفی

الا ما رحم ربی

+

پی نوشت: نداشتن متن برای نوشتن همچون از کف دادن هویت شده برای من

می ترسم روزی حتی هم آغوشی با کلام وحی هم این درد را دوا نکند

برچسب: الا من رحم ربک,إلا من رحم ربك ولذلك خلقهم,الا من رحم ربك,تفسير الا من رحم ربك ولذلك خلقهم, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:25

مصلح یا مفسد

اختیار انتخابش با ماست

اما اختیار به عملش گذر از هفت خوان رستم

خدا رو شکر به خاطر صبر و رحمتش

که اگر می خواست پوستمان کنده بود از قطع نظرش

ولو یؤاخذ الله الناس بماکسبوا ماترک علی ظهرها من دآبه

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:24

صفحه بندی